از تو به تو

شوق راهی شدن بسیار است و سنگینی پای رهیدن بسیارتر

از تو به تو

شوق راهی شدن بسیار است و سنگینی پای رهیدن بسیارتر

هیچ توضیحی وجود نداره که در جمیع احوال گویای "من" های سر در گم باشن و تا همینجا شاید بپرسی اصلا خب چه نیازی به توضیح بود؟!

من هم می گم خب اصلا راست گفتی پس تا همینجا کافیه.

شنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۲۳ ق.ظ

زخمِ کهنه

موسیقی ها ملی و وطنی,
کلیپ های حماسی,
تصاویر غرورآفرین,
حماسه ی ملی و...
از صبح انتخابات تا همین حالا که به صرافت تایپ افتادم, هرکار کردم که کمی احساس غرور و سرفرازی این جشن ملی رو در خودم بیدار کنم نشد که نشد.
عاشق شیفته و مرید سینه چاک هیچیک از شخصیت نماهای سیاسی (تاکید میکنم شخصیت نماها) هم نیستم اما سوال های بی جوابی عین موریانه هایی که از قحطی سومالی آمده باشن به جان ذهنم افتادن,
چهار سال پیش هم همینطور بود...
مثلا,
چرا درسال 88 اختلاف رای چندمیلیونی یک کاندید تقلب نام گرفت وشد پرتگاه بلایی که اگر نبود فضل خدا..., اما درسال92 فقط چندهزار رای که قریب به هفت دهم درصد (یعنی کمتر از یک درصد) آراء بود توانست رییس جمهوری با اکثریت مطلق آراء را مشخص کند؟!


+بعداً نوشت:
اصلاً سوال بهانه است, زخم کهنه ی سرِ دلم دهان باز کرده, همان زخم روز عاشورای سال88, همان زخم نماز جمعه و خطبه ی سیدِ تنهایِ مظلوم...

+زیارت نوشت:
السلام علیک یا اباعبدالله.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی