از تو به تو

شوق راهی شدن بسیار است و سنگینی پای رهیدن بسیارتر

از تو به تو

شوق راهی شدن بسیار است و سنگینی پای رهیدن بسیارتر

هیچ توضیحی وجود نداره که در جمیع احوال گویای "من" های سر در گم باشن و تا همینجا شاید بپرسی اصلا خب چه نیازی به توضیح بود؟!

من هم می گم خب اصلا راست گفتی پس تا همینجا کافیه.

چهارشنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۳۹ ق.ظ

سایه ای از سر دیوار گذشت...

مهم نیست از ایستگاه مترو تا ایستگاه اتوبوس به تو خیره بشم و موقع رد شدن از خیابون تصادف کنم

مهم نیست به بهانه ی اتوبوس خلوت تر 35 دقیقه توی ایستگاه اتوبوس بشینم و باز به تو خیره بشم

مهم نیست برای اینکه از ابتدا تا انتهای مسیر پل آهنی نگاهم به تو باشه اونقدر سرمو به عقب برگردونم که مسافر پشتی و راننده بهم تذکر بدن!

مهم نیست برای اینکه صبح قبل رفتن سرکار با نگاه 3 ثانیه ای بهت نفس عمیقی بکشم چقدر باید کرایه ی بیشتری بدم و مسیر دورتری رو طی کنم

مهم نیست...

مهم نیست.

مهم تویی که وقتی وضعیت هوای شهر غبارآلود می شه دیگه نمیای تا بهت خیره بشم.



+تیتر که خب از سهراب است اما میشه لطفا نه حتی سایه که خیالت بر من گذر کنه؟ یک بار.



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۱/۱۳
10 10

نظرات (۱)

چرا سایش ... باید خودش گذر کنه ... و البته نره .بایسته . بمونه . برای ابد .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی