از تو به تو

شوق راهی شدن بسیار است و سنگینی پای رهیدن بسیارتر

از تو به تو

شوق راهی شدن بسیار است و سنگینی پای رهیدن بسیارتر

هیچ توضیحی وجود نداره که در جمیع احوال گویای "من" های سر در گم باشن و تا همینجا شاید بپرسی اصلا خب چه نیازی به توضیح بود؟!

من هم می گم خب اصلا راست گفتی پس تا همینجا کافیه.

چهارشنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۳۶ ب.ظ

از کاروان چه می ماند جز آتشی که می سوزد؟

از آن روز که حضرت ابو-البشر هبوط فرمودند بر زمین خاکی در گوش این فرزند ناخَلَف خواند که دل نبند به این دنیای دَنی
به این رنگ ب رنگ
به این دل-خوش-کُنَک
به این کالای پَست
به این دل-برِ هزار چهره
به این زودگذرِ بی حاصل
به این حسرتِ بی انتها
به این منزلِ سست-بنیان
به این هیچِ به ظاهر همه چیز
دل نبند فرزند جان, نبند...
اما نه یک بار, نه دو بار, نه صدبار, نه همیشه یِ عمر هم که خواند به گوشِ تنِ این فرزند ننشست؛ چه رسد گوشِ دل وَ جان.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۱/۱۳
10 10

نظرات (۱)

چه دل ببندی چه دل نببندی مهم اینه که دلت خوش باشه و زندگی کنی.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی